تبليغاتX
پسر تنها ........
اجتماعی / عشقی
من هستم و کبودی این لحظه های تلخ
ای کاشکی تو بودی و بودن ثمر نداشت..
ـ در آینه به دستانم می نگرم
آیا چیزی از خود به یاد می آورم تا بازش آفرینم؟ ـ
چه را می خواهم؟ چه را می جویم؟
تو را یا خویش را؟
آه ای حقیقت مأنوس
مأیوسم نکن
به دستهایم می نگرم که چه می کشند
+ نوشته شده در  شنبه 15 بهمن1384ساعت 16:45  توسط رامین اسماعیل پور |