تبليغاتX
پسر تنها ........ - شعر ....
اجتماعی / عشقی
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت / اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت / دل من راضی نبود به این جدایی نازنین/ عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت / گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم / همسفر پرستوها میشم و بر می گردم / گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی / گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم / عزیز رفته سفر کی برمی گردی / چشمونم مونده به در کی برمی گردی /
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 18:42  توسط امید مسعودفر |